خسته ام میفهمید؟
خسته ازآمدن ورفتن وآوارشدن
خسته ازحس غریبانه این تنهایی
بخداخسته ام ازاینهمه تکرارسکوت
بخداخسته ام ازاینهمه لبخنددروغ
بخداخسته ام ازحادثه صاعقه بودن درباد
همه عمردروغ،
گفته ام من به همه
گفته ام:
عاشق پروانه شدم!
واله ومست شدم ازضربان دل گل!
شمع رامیفهمم!
کذب محض است،
دروغ است،
دروغ!
من چه میدانم از،
حس پروانه شدن؟
من چه میدانم گل،
عشق رامیفهمد؟
یافقط دلبریش رابلداست؟
من چه میدانم شمع،
واپسین لحظه مرگ
حسرت زندگیش پروانه است؟
یاهراسان شده ازفاجعه نیست شدن؟
به خدامن همه رالاف زدم!
بخدامن همه عمر به عشاق حسادت کردم!
باختم من همه عمردلم را،
به سراب
نظرات شما عزیزان:
